این پرسش مطرح است که چرا سپهبد قاسم سلیمانی به این شکل توسط تروریست‌های امریکایی شهید شد؟ چه کسی مقصر این ماجراست؟ و وضعیت کنونی تحولات منطقه‌ای به چه شکل خواهد بود؟ آیا ایران قادر به پاسخی درخور خواهد بود؟ تیترداغ، در این نوشته به پاسخ به این پرسش‌ها با نگاهی به تحولات جهانی می‌پردازد.

پس از حمله‌ی هوایی آمریکا به مواضع حشدالشعبی برخی از هواخواهان این گروه برای حمایت از این گرو به سفارت امریکا حمله‌ور شدند. هرچند اولین بار نیست که این گونه اتفاقات در عراق رخ می‌دهد. سفارت ایران‌ هم در عراق قبل از آن مورد تعرض قرار گرفته‌بود. به هر حال در شرایط پیچیده‌ی عراق این گونه اتفاقات طبیعی بود. اما در بحبوحه‌ی این تحولات امریکا اعلام کرد یک پیمان کار امریکایی کشته شده است.


بیشتر بخوانید :

بیوگرافی شهید ابومهدی المهندس

نقش سردار سلیمانی در شکستن حلقه تحریم‌های دارویی

گام نهایی: توقف آخرین محدودیت های عملیاتی ایران در برجام


برجسته کردن این مسئله ار ابتدا هم عجیب بود؛ به نحوی که فلاحت پیشه، نماینده‌ی مجلس نیز آن را اقدامی “مشکوک” خواند. پروپاگاندای امریکایی‌ها تلاش کرد جهان را قانع کند که ایران مسئول کشته شدن این پیمانکار است. حال بعضی توجیه می‌کنند که ترامپ از این مسئله برای ترور سپهبد و فرار از استیضاح استفاده کرده است. اما به چند دلیل این تحلیل ضعیف است:

  1. چنین اقدامی که قطعاً با عکس العمل ایران مواجه خواهد شد؛ کمکی به ترامپ نخواهد کرد. آن‌ها بهتر می‌دانند افزایش تنش با ایران مطلوب ترامپ نیست. ترامپ با شعار پایان جنگ‌های بی معنی سرکار آمده است. اگر جان سربازان امریکایی به خطر بی‌افتد و یا کشته شوند؛ نفعی برای ترامپ نخواهد داشت.
  2. امریکا از مدت‌ها قبل به دنبال ترور سپهبد سلیمانی بود. مسئولین اطلاعات سپاه و سید حسن نصرالله به صورت جداگانه از برخی از این اقدام‌های ترور که قبل از اقدام خنثی شده بود؛ اظهار نظر کرده بودند.
  3. قبل از ترور سپهبد یکی از تحلیلگران کاخ سفید در گفتگویی با صدای آمریکا به این مطلب اذعان کرد که به احتمال زیاد شهید قاسم سلیمانی از اهداف ترور پنتاگون برای حذف فیزیکی قرار خواهد گرفت.

هر چند ممکن است استیضاح ترامپ به اتخاذ این تصمیم شوم کمک کرده باشد؛ اما نمی‌توان آن را به عنوان دلیل تعیین کننده شمرد.

حال پرسش مهم‌تری مطرح است. چرا امریکا دو خودرو را با هم مورد هدف قرار داد. آن‌ها قبلاً هم شرایط به شهادت رساندن سپهبد سلیمانی را داشتند. پس چرا او را همراه ابو مهدی مهندس ترور کردند؟ چرا که اگر فقط قاسم سلیمانی را مورد هدف قرار می‌دادند، شاید دولت عراق و حتی خود مردم عراق واکنش به مراتب کمتری به این اقدام نشان می‌دادند. فراموش نکنیم که این عملیات از لحاظ نظامی، عملیات نسبتاً ساده‌ای بوده و اینگونه نبوده که نیاز به ماه‌ها برنامه ریزی داشته‌ باشد. پس می‌توانستند در شرایط بهتری فقط سپهبد را به شهادت برسانند.

برای پاسخ به این پرسش باید دو مورد مهم را واکاوی کرد:

  1. رابطه‌ی ایران با حشد الشعبی عراق
  2. وضعیت سیاسیون و نظامیان عراق

این گروه مشابه بسیج ایران توسط داوطلبان مردمی شکل گرفته است. اینگونه نبوده که ایران سرمایه گذاری‌های خارج از عرفی روی آن کرده باشد. این بدان معنی است که حشد الشعبی نیازمند زمان است تا به اندازه‌ی گروهی مثل حزب‌الله لبنان بالغ شود. در نتیجه افراد نقش مهم‌تری از سیستم در کنترل این گروهک داشتند. یا حداقل می‌توان به صورت واقع گرایانه‌ای تحلیل امریکایی‌ها از حشدالشعبی بوده باشد.

حال اگر فقط ابو مهدی مهندس حذف فیزیکی شود. حاج قاسم با توجه به محبوبیت و توان مدیریتی خود می‌توانست خلأ قدرت او را در عراق پر کند و بلعکس. اما اگر هر دو باهم به شهادت برسند چه؟

در اینجاست که افرادی که رابطه‌ی نسبتاً کمتری با ایران دارند مانند جریان صدر عراق می‌توانند وارد این خلأ قدرت شوند. صدر سیاستمدار مرموزی است. حتی می‌شود گفت ملی گراست در حالی که با گروه‌های شیعی هم رابطه‌ی نزدیکی دارد. با وجود این که قدرت سیاسی فراوانی در عراق دارد و می‌توان او را یکی از مسئولین وضعیت اقتصادی عراق دانست؛ اما با این حال از معترضین عراقی حمایت کرده است. برخی تحلیلگران هم اعتقاد دارند دایه‌ی مرجعیت دارد. اما به هرحال هر چه که هست پر شدن این خلأ قدرت در نیروهای شیعه توسط چنین فرد غیر قابل پیشبینی و مرموزی نمی‌تواند منافع مقاومت را تضمین کند.

صدر فقط یکی از گزینه‌های روی میز است. و گزینه‌های دیگری نیز در فضای نظامی و سیاسی عراق وجود دارند. که لزوماً به نفع ایران و جبهه‌ی مقاومت عراق نیست. در نتیجه امریکایی‌ها بار دیگر این فرصت را خواهند داشت که جبهه‌ی مقاومت در عراق را تضعیف کنند. برای همین است که بسیار از مسئولین اذعان دارند که ترور این دو شهید بزرگوار برابر با هیچ مقام امریکایی نیست و پاسخ ایران به مراتب گسترده‌تر خواهد بود.

در پایان ذکر دو نکته لازم است:

  1. حضور مردم ایران و عراق قطعاً پشتوانه‌ی بسیار مهمی برا ی مسئولین است تا با قوت طرح “انتقام سخت” را اجرا کنند.
  2. مردم باید صبر و حوصله کنند و دلسرد نشوند. چرا که پاسخ ما مدبرانه خواهد بود و باید سناریوهای پیچیده‌ی سیاسی مربوط به اقدام ما بررسی شود که نیازمند زمان است.

به امید آن که انتقام سخت و مدبرانه‌ی مقاومت باعث ایجاد شرایطی برای آزادی منطقه از شر نیروهای تروریستی غربی شود.

تهیه شده در تحریریه‌ی تیترداغ