به گزارش تیترداغ؛ افزایش قیمت بنزین قطعاً سیاستی گریز ناپذیر بود. افزایش قاچاق و مصرف ممکن بود کشور را دوباره به وارد کننده‌ی بنزین تبدیل کند و میلیاردها دلار سرمایه‌ی کشور را از بین ببرد. اما مسئله اینجاست که این اولین بار نیست که قیمت بنزین افزایش می‌یابد. پس این میزان از حساسیت برای چیست؟ درست است که مردم تحت فشار اقتصادی غیر قابل تصوری هستند؛ اما این تنها دلیل این موضوع نیست.

بد نیست که در این وانفسای بحران بنزین کمی از مسببین واقعی بحران فعلی یادی کنیم. کسانی که برای منافع شخصی، کشوری را درگیر بحران‌های متعدد کردند. فاجعه‌ی فعلی و ناآرامی‌ها، باید بستری برای محاکمه‌ی این افراد در افکار عمومی شود تا از حضور دوباره‌ی این افراد و امثال آن‌ها در فرایند‌های تصمیم ‌گیری کشور جلوگیری شود. هرچند مصلحت اندیشی‌های قوه‌ی قضاییه در تمام دوران مانع از محاکمه‌ی قانونی این افراد شده‌است. چنین نگاهی به مسائلی از این دست نه تنها امکان تکرار آن را کاهش می‌دهد، بلکه از سو‌استفاده‌ی ضد انقلاب نیز جلوگیری می‌کند.

تا سال ۸۳ قیمت‌ها به خصوص قیمت بنزین به طور معقولی با توجه به تورم اصلاح می‌شد. اما حالا به لطف سیاستمداران “خیرخواهمان” این قیمت سال‌هاست افزایش پیدا نکرده است. در نتیجه، این افزایش ناگهانی و شدید قیمت که یک شبه و در اواسط سال رخ داده است؛ شوک بسیار زیادی به مردم وارد می‌کند.

در ۲۶ اسفند ۸۳، حداد عادل (رییس وقت مجلس) در بخشی از سخنرانی خود، طرح تثبیت قیمت‌ها را عیدی مجلس به مردم خواند. او در بخشی از سخنرانی خود گفت:

«با اجازه همکاران محترم خطاب به مردم عزیز عرض کنم که عیدی مجلس به ملت، این تثبیت قیمت‌هاست. ما امروز احساس می‌کنیم که با تصویب قانون تثبیت قیمت‌ها در مجلس شورای اسلامی آن نگرانی که هر سال قبل از عید در مردم وجود داشت، وجود ندارد. امروز دیگر در محافل خصوصی و عمومی این سؤال مطرح نیست.»

هم چنین از دفاعیات جالب مدافعان این طرح می‌توان به احمد توکلی، الیاس نادران، محمد خوشچهره و حسن سبحانی که از جمله چهره‌های شاخص پیشنهاد دهنده این طرح بوده اند و طی سالهای گذشته ضمن دفاع از قانون تثبیت قیمت ها بر این نکته هم تأکید کرده‌اند که قانون یک ساله بوده و دولت می توانست بر اساس متن قانون پیشنهاد خود را برای تغییر قیمت ها به مجلس ارایه دهد و ضرورتی نداشت که این قانون تا سال ۸۷ همچنان اجرا شود. (منبع: خبر آنلاین)

پرسش اینجاست کدام سیاست‌‌مدار خیرخواهی یک سال مانده به انتخابات چنین قانونی را فقط برای یک سال تصویب می‌کند؟ تا کی قرار است عطش قدرت و مکر سیاسی این افراد، زندگی و آینده‌ی مردم را بازیچه‌ی خود کند؟

پس از آن که دولت احمدی نژاد گرفتار تبعات این تصمیم شد تصمیم گرفت با اقداماتی همچون هدفمندی یارانه‌ها و در مورد بنزین، سهمیه بندی از عوارض این تصمیم بکاهد. اما این بار در سال ۹۲ با شاهکار روحانی و تیمش کارت سوخت به طور کامل حذف شد.

معاون سابق وزیر نفت در امور پتروشیمی، میزان واردات بنزین روزانه به کشور در فاصله زمانی ۹۲ تا ۹۸ را به دلیل حذف کارت سوخت ۸.۸ میلیون لیتر دانست و اعلام داشت که بابت این مقدار واردات بنزین به کشور ۸ میلیارد دلار ارز پرداخت شده که با محاسبه دلار ۴۲۰۰ تومانی، رقم پرداخت شده حدود ۳۴ هزار میلیارد تومان بوده است. (منبع: نود اقتصادی)

تنها عبارت باقی مانده برای چنین تصمیماتی، “بدون شرح” است. بارها کاندیده‌های مستقل چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات ریاست جمهوری از لزوم تغییرات در ساختار اقتصاد کشور گفتند. رهبر انقلاب نیز بارها بر این موضوع تاکید کرده‌اند. اما علی رغم ایده‌های مطرح شده در انتخابات احزاب بزرگ با ایجاد دو قطبی‌های مختلف و اقدامات پوپولیستی مانند اقداماتی که در این متن به آن اشاره شد، اجازه‌ی شنیده شدن این صدا‌ها را ندادند. امید است تا رسانه‌ها بتوانند مردم را از اقدامات فاجعه‌ بار احزاب آگاه کنند و منابع بیشتری را صرف معرفی نامزدهای مستقل و با امکانات کمتر بکنند.

تهیه شده در تحریریه تیترداغ