به گزارش تیتر داغ؛  تا کنون به این فکز کرده‌اید که این نوع ازدواج‌ها از کجا آمده چه چیز منجر به این شد که جوانان ما قید ازدواج رسمی را بزنند و به ازدواج سفید بپردازند. ازدواج‌هایی که روز به روز تعداشان زیاد می شود. در این گزارش می‌خواهیم بپردازیم به چگونگی شکل گیری این نوع ازدواج‌ها و گفتگو با دونفرکه تجربه‌ی ازدواج سفید را داشته‌اند . به درخواست آن‌ها نامشان فاش نمی‌شود و فقط حرف‌های این دو نفر روایت شده؛

ازدواج سفید

ازداج سفید که گفته می‌شود از سال ۹۳ میان جوانان ایرانی به عنوان یک گزینه مطرح شده، تاکنون رواج بسیاری یافته است. در چنین ازدواجی دو نفر بدون قرارداد شرعی و حقوقی تشکیل زندگی مشترک می‌دهند . برخی این ازدواج را زاده‌ی تفکرات غرب خواندند و بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان آن را تهدیدی برای جوامع غربی دانستند

دردسرهای ازدواج سفید

آیا در جامعه ایران که مناسبات بین مرد و زن بسیار محدود است، ازدواج سفید می‌تواند راهکاری باشد برای دو جوان تا بدون دخالت خانواده و اطرافیان روی رابطه خود متمرکز شوند و آگاهانه‌تر شریک زندگی خود را انتخاب کنند؟

«هر پدیده اجتماعی که مخفی باشد، آسیب بیشتری می‌آفریند و احتمال سوءاستفاده و فساد در آن بیشتر می‌شود.»

«درست است که ازدواج سفیدی که دور از چشم خانواده‌‌ها هستند از گزند دخالت آنها هم دورمی‌مانند، ولی به نظر من اگر قرار است این پیوندها به ازدواج رسمی منجر شوند و بعد دخالت خانواده‌ها شروع شود، چه بهتر که وقتی رابطه تازه است و دو نفر شور و انرژی بیشتری دارند که از انتخاب‌شان دفاع کنند و با نظر و دخالت خانواده‌ها مواجه شوند.»

موافقان ازدواج سفید می گویند:

به فشارهای اجتماعی بر ازدواج سفید اشاره می‌کنند و معتقد هستند. با وجود میزان بالای طلاق در کشور، ازدواج دائم از ازدواج سفید پایدارتر است زیرا به اعتقاد آنها معمولا عمر این ازدواج‌ها بین یک تا سه سال است. آنها ازدواج سفید را” قرارداد نانوشته‌ای گاه با ریسک بالا” می‌دانند.

اگر احترام به حقوق شخصی افراد برای انتخاب شیوه زندگی به‌همراه حفاظ‌های قانونی لازم و پوشش‌های حمایتی برای ازدواج سفید اندیشیده شود، می‌توان از تبعات زیان‌بار این نوع زندگی مشترک کم کرد. شکل مدیریت‌شده و شبه‌قانونی ازدواج سفید نسبت به ازدواج دائمی که مشروعیت‌های لازم را دارد ولی دوام زیادی ندارد، شاید به صرفه‌تر باشد.»

با توجه به اینکه ازدواج رسمی در اکثر کشورها و به ویژه در کشورهای خاورمیانه بنیادی مذهبی دارد . جداسازی ازدواج از دین امری بسیار زمان‌بر خواهد بود. یک روانشناس  می‌گوید: «تعریف ازدواج به صورت یک قرارداد صرفا اجتماعی به شکلی که در جوامع غربی اتفاق می‌‌افتد و همین‌طور جا افتادن زندگی مشترک شبه‌قانونی برای جوامعی مانند ایران زود است ولی این‌گونه بنظر می‌رسد که این روند شروع شده است.​» هر چند سوال اینجاست اگر قرار است قوانینی به ازدواج سفید مشروعیت ببخشد پس مشکل با عقد دائم در چیست؟

مخالفان ازدواج سفید می گویند:

مخالفان این رو روابط را خارج از عرف اسامی می خوانند و می گویند :در اسلام نیز ازدواج موقت به چشم می‌خورد و اگر به سیره پیامبر(ص) وارد می‌شویم، این مورد در آن زمان نیز وجود داشته و ریشه قرآنی دارد. در سیره پیامبر(ص) جوانانی به خدمت آن حضرت می‌رسیدند و عنوان می‌کردند که ما می‌خواهیم ازدواج کنیم، اما ثروتی جز چند آیه قرآن، دانش، یک انگشتر و… نداریم.  با این‌که ازدواج موقت مشروع بوده، اما پیامبر(ص) جوانان را به ازدواج دائم سفارش می‌کردند. ازدواج موقت با این که تأسیس یک نهاد مشروع است، اما روی حساب و شرایط خود است که به ازدواج دائم ضرری وارد نکند.

برای تاسیس ازدواج به درستی برنامه‌ریزی شود ظرفیت پاسخگویی برای همگان را دارد، اما اگر قرار این است به جوانان و نسل جوان توجهی نشود، باید شاهد عواقب ویران‌گر ازدواج دائم، موقت و سفید باشیم.

ازدواج سفید از نگاه زوج درگیر این ازدواج

زن و مردی حدود ۳۰ و خورده‌ای ساله که هر دو شغل عکاسی دارند . قرار است درباره‌ی نوع زندگی، تفکراتشان ، و اینکه چه شد که به این ازدواج روی آوردند؛ گزارشی بنویسم .

از ازدواج سفید پرسیدم که می گفتند آنقدر ها هم بد نیست ولی عرف جامعه نمی‌پسندد. ازدواج سفید آسان و کم هزینه تر است ازدواج های رسمی و تنها سختی آن این است که جامعه آن را نپذیرفته است و ما مجبوریم پنهان کنیم. از دور بعضی از دوستان ما از رابطه‌مان خبر دارند و ولی برخی نه! پنهان کردیم به خاطر بعضی مسائل و این پنهان کردن یکی از سختی های این ازدواج است. در ادامه می گویند اگر به شیوه‌ی دیگران ازدواج کرده بودیم و بعد زیر یک سقف زندگی می‌کردیم، نیازی به این همه پنهان‌کاری و ترس از برملا شدن قضیه نداشتیم.

از آن‌ها می‌پرسم به غیر از مسئله‌ی پنهان کردن آیا چیز دیگری هست که برایتان سخت باشد؟ در جوابم میخندند و خانم به کوتاهی جواب می‌دهد: “بلاتکلیفی!!” که آقا حرف را در دست می‌گیرد و ادامه می‌دهد : مثلا نمی‌دونیم تو جامعه خود را زوج معرفی کنیم؟ اصلاً ما متأهل هستیم یا نیستیم ؟و آخر این رابطه چی می شود؟

با این سختی ها چرا مجاب به این ازدواج شدید ؟

«خیلی چیزهای مهمتری است که امثال ما تن به این نوع ازدواج می دهند.»

مثلاً ما دوست نداریم بدون شناخت از هم به روابطمون رسمیت ببخشیم. یا اینکه دوست نداریم خود را در گیر رسومات سخت خواستگاری تشریفاتش بکنیم. خیلی از دانشجو ها در تهران هستند که به دلیل مشکلات اقتصادی باهم هم‌خونه میشوند و زندگی می کنند. صرفاً برای اینکه در مخارج مسکن و قبض و… باهم شریک باشند .

برایمان سؤال شد که چگونه بدون هدف و آینده مشترک زندگی می‌کنند. از آن‌ها پرسیدیم: دوست ندارید بچه دار شوید؟

با خنده‌ای بلند جواب می‌دهند:«نه اصلاً! ما هنوز در رهن و اجاره خونه مشکل داریم. یک مسافرت نمی‌تونیم بریم چون بهمون هتل نمیدن و….اصلاً دلمان نمی‌خواهد به این موضوع فکر کنیم.»

در نوع کلامشان فهمیدیم دیگر تمایل به ادامه‌ی مصاحبه ندارند. خواستیم با یک جمله در باره‌ی ازدواج سفید مصاحبه را خاتمه دهند. در پاسخ گفتند:

«یک زندگی مستقل بدون نیاز مالی و در عین حال بلاتکلیف»

ولی چه چیز باعث رواج چنین روابط مصنوعی شده‌است، روابطی که به نظر مناسب برای هیچ کدام از این دو طرف نیست. واقعاً متولیان فرهنگی در این کشور چه می‌کنند که این آسیب‌ها را نمی‌بینند؟ واقعاً چقدر شرایط یک ازدواج استاندارد را برای جوانان این کشور فراهم کردید؟